http://افکارکار ذهن اینست که فکر تولبد کند. ذهن این کار را بی وقفه و سر سختانه انجام می دهد. غلبه بر افکارهای منفی و نشخوارهای ذهنی و معرفی برخی از انواع افکار منفی، موضوع این مقاله هست که به بررسی آن می پردازیم. برخی از افکار معنادار هستند و برخی از آن ها از معنای چندانی برخوردار نیستند. برخی از افکار به حل مشکلات منجر می شوند و  به ما کمک می کنند کشتی زندگی را پیش ببریم. برخی دیگر با ترسی که ایجاد می کنند ما را زمین گیر می سازند و در انبوهی از خود سرزنش گری ها و نفرت از خویشتن گرفتار می کنند.

غلبه بر افکار منفی و نشخوارهای ذهنی

افکار منفی و برخی انواع آن

افکارمان تنها یک دقیقه و آن هم در سیناپس های مغزی وجود خارجی پیدا می کنند. در حالی که افکارمان از یک سریال کمدی کمتر واقعی هستند، ولی ما آن ها را مثل اخبار جدی می گیریم و واکنش نشان می دهیم. ما به هرآنچه فکر می کنیم، باور داریم و همین امر ریشه بسیاری از دردها و رنج هایمان به شمار می رود و وقتی به هر آنچه ذهن مان تولید می کند باور داریم، درست مثل اینست که در دامی گرفتار شدیم، برای رهایی از این دام فقط یک راه وجود دارد. ما بایستی بدانیم که افکار چگونه عمل می کنند و چه نوع فعالیتی دارند.

افکار منفی

افکار منفی یک سری افکار تکراری و تحریف شده هستند که به صورت غیرارادی و خودکار به ذهن فرد می آیند و جالب اینجاست که با نوع هیجانی که فرد تجربه می کند رابطه مستقیم دارد.

فکر منفی چگونه عمل می کند

کاری که فکر منفی با فرد می کند این است که نگرش فرد رو نسبت به خودش، تجربه هایش و آینده اش تغییر می دهد. هنگامی که دیدگاهی منفی نسبت به خودتان داشته باشید، هر کاری که انجان می دهید مثل یک شکست است و یک افتضاح به نظرتان می آید. حتی اگر کسی نقاط مثبت شما را یادآوری کند، آن ها را مطالب بی ربط در نظر می گیرید و از کنار آن ها می گذرید. برای مثال می گویید: این اصلا کار بزرگی نیست و هر کسی می تواند این کار را انجام دهد.

وقتی شما فکر منفی دارید نمی توانید از چیزی لذت ببرید و نگاه مثبتی به آینده ندارید و پیش بینی می کنید که هیچگاه بهتر نمی شوید. به عنوان مثال فکر می کنید نمی توانید در امتحان قبول شوید، یا از دانشگاه اخراج می شوید یا برای همیشه تنهای تنها خواهید  ماند. و در نهایت افکار منفی منجر به افسردگی می شوند. نکته مهم این است که این افکار را بشناسید، ارزیابی کنید و سپس آن ها را تغییر دهید.

این منفی بافی ها، خودشان را به صورت سوگیری های خاصی در تفکرتان نشان می دهند. این افکار همان هایی هستند که به صورت آنی و غیر ارادی به ذهن می آیند و غالبا با احساسات بد همراه هستند.

برخی از انواع افکار منفی

ذهن خوانی                                                                                               بدون داشتن اطلاعات کافی، فکر می کنید که می دانید دیگران در مورد شما چه فکر می کنند، برای مثال در ذهن خود می گویید، او فکر می کند من یک بازنده هستم و یا من یک آدم ناموفقی هستم.

  • پیش گویی کردن                                                                                                  آینده را منفی پیش بینی می کنید که اوضاع بدتر خواهد شد. برای مثال در امتحان قبول نخواهم شد، یا نمی توانم آن شغل را به دست آورم.
  • فاجعه سازی                                                                                                        آنچه اتفاق افتاده یا اتفاق خواهد افتاد، آن چنان دردناک و غیر قابل تحمل است که نمی توانید آن را تحمل کنید. مثلا اگر در امتحان رد شوم خیلی وحشتناک است.
  • برچسب زدن                                                                                                       یک ویژگی منفی را به حودتان و دیگران نسبت می دهید، من دوست داشتنی نیستم  و یا او بی لیافت است
  • دست کم گرفتن جنبه های مثبت                                                                           فرد مدعی است، دستاوردهای مثبت خودش و یا دیگران ناچیز و جزیی است مثلا قبولی در امتحانات یک ترم اهمیت چندانی ندارد چون به عقیده او امتحانات آسان بود
  • فیلتر منفی                                                                                                        بیشتر اوقات بر جنبه های منفی تمرکز می کنید و به ندرت جنبه های مثبت را در نظر می گیرید
  • تعمیم افراطی                                                                                                     از یک رویداد خاص، یک الگوی کلی را استنباط می کنید به عنوان مثال فرد می گوید: همیشه این اتفاق برای من می افتد و یا انگار من خیلی جاها شکست می خورم
  • تفکر دوقطبی                                                                                                      انسان ها و وقایع را به صورت همه یا هیچ می بینید، برای مثال همه مرا طرد می کنند و یا همه مرا کنار گذاشته اند.
  • بایدها                                                                                                              رویدادها را آن طور که باید تفسیر می کنید نه آن طور که هستند، باید خوب عمل کنم و یا باید از همه بهتر باشم.
  • مقصر دانستن                                                                                                    دیگران را منشا مشکلات و احساس هاس نا خوشایند می دانید و برای تغییر خود احساس مسؤلیت نمی کنید مثلا او مقصر است که من اینقدر حالم بده یا همه مشکلاتم تقصیر والدینم است.
  • مقایسه های ناعادلانه                                                                              خودتان را با کسانی مقایسه می کنید که از شما برتر هستند و به این نتیجه می رسید که مقصر هستید.

شخصی سازی                                                                                                  علت بروز حوادث منفی را به خودتان نسبت می دهید و سهم دیگران را در بروز مشکل نادیده می گیرید، مثلا اگر ازدواجم به بن بست رسید تقصیر من بود.

در صورتی که از افکار منفی رنج می برید متحصصان کلینیک ما آماده یاری رساندن به شما هستند.

09198174707

9099072932

 

 

ما تمایل داریم چنین تصور کنیم که کودکی دورانی است ساده و بی غل و غش، ما باید درباره خوشبینی و اثرات سو بدیینی بیشتر بدانیم تا زندگی بهتری داشته باشیم. برای گریز از بدبینی پناهگاهی نیست.

خوبشبینی

خوشبین باشیم تا زندگی بهتری بیافرینیم

اثرات منفی بدبینی

بسیاری از کودکان به شدت از بدبینی رنج می برند، وضعیتی که در سالهای بعدی عمر، آنان را می آزارد، پیشرفت تحصیلی و شادمانی  آنان را خدشه دار می سازد و سعادت و شادمانی را از آنان می گیرد. بدبینی دوره کودکی، مادر بدبینی در بزرگسالی است.

بدبینی چگونه آموخته می شود

چندین مطالعه حاکی از آنند که کودکان عملا بیشتر بدبینی خود را از مادر فرا می گیرند. آنها همچنین از انتقادهای دیگران از خود، بدبینی را می آموزند. اما خبر خوب اینست، اگر کودکان می توانند آن را بیاموزند، همین طور می توانندبا آموزش زدایی آن را از ذهن خود پاک کنند.

میتوان گفت که آموزش خوشبینی به کودک همان قدر مهم است که آموزش سخت کوشی یا راستگویی، زیرا همان تاثیر را بر زندگی آتی آنان می گذارد.

سازوکار خوشبینی

درباره دشوارترین چیزی که در کار برایتان پیش می آید بیندیشید، درباره زمانی که کارتان به راستی گره می خورد و احساس می کنید دیواری آجری مقابلتان سبز شده است.

هنگامی که با آن دیوار مواجه می شوید چه می کنید؟

فرد خوشبین پشتکار دارد. در مواجهه با ناکامی ها و حتی شکست های عمده، پایداری به خرج می دهد؛ به ویژه سر بزنگاه که رقیب به بن بست می رسد و قالب تهی می کند، حتی در برخورد با بن بست ها به پیشروی ادامه می دهد.

خوشبینی در کار سودمند واقع می شود و در وقت سختی به کمکتان می آید. هنگامی که به دیوار برمی خورید چه می کنید. آنچه به هنگام برخورد با دیوار انجام می دهید، می تواند تفاوت میان شکست و موفقیت را تعیین کند. خوش بینی آموخته شده مردم را از روی دیوار عبور می دهد.

در ضورتی که مایل یه فراگیری تکنیک های خوشبینی هستید با کلینیک ما تماس بگیرید تا روانشناسان ما شما را یاری رسانند.

09198174706

http://خوشبینی

زندگی همان شکست و بلاهایی را که بر سر افراد بدبین می آورد، برای افراد خوش بین نیز پیش می آورد. ما افراد خوش بین آنها را بهتر پشت سر می گذارند. فرد خوشبین پس از شگست قد راست می کند و با تکیه بر زندگی خود که قدری از غنای آن کاسته شده است، از نو آغاز می کند. فرد بد بین از تلاش دست می کشد و به دامان افسردگی فرو می رود. فرد خوش بین به علت انعطاف پذیری خود، در کار و درس و میدان بازی موفق تر است. از سلامت بهتری برخوردار است و به احتمال زیاد بیشتر عمر می کند. البته کمابیش تمام افراد خوش بین در دوره هایی از زندگی به بدبینی خفیف دچار می شوند. در این مقاله در نظر داریم درباره خوشبینی بیشتر توضیح بدهیم.

 

خوشبینی

 

خوش بین شدن به معنای آموختن خودخواهی و خود نمایی بیشتر و رفتارهای تکبر آمیز با دیگران نیست. بلکه این کار، صرفا مجموعه ای از مهارتهاست .که بدانید هنگام شکست چگونه با خود صحبت کنید.  می آموزید که درباره شکست هایتان از منظری تشویق کننده تر با خود گفتگو کنید.

در چه مواردی نباید خوشبینی را بکار بست

رهنمود اصلی به کار نبستن خوشبینی این است که در آن شرایط، از خود بپرسید بهای شکست چیست. در ضورتی که بهای شکست سنگین باشد، خوش بینی راهکار مناسبی نیست.خلبانی که در هواپیما نشسته و باید تصمیم بگیرد که آیا بار دیگر به یخ زدایی هواپیما بپردازد یا نه، فردی که از یک مهمانی پر تنش بر می گرددو می خواهد تصمیم بگیرد کف آیا پشت فرمان اتومبیل بنشیند، نباید خوش بینی را بکار ببرد. دراین موارد بهای شکست  به ترتیب عبارتند از مرگ و تصادف.

اما در صورتی که هزینه شکست اندک باشد، خوش بینی را به کار ببرید. فرد کم رو و خجالتی که این پا و آن پا می کند که سر گفتگو را باز کند، تنها در معرض پذیرفته نشدن قرار دارد و یا کارمند ناخرسندی که با درخواست ترفیع او موافقت نشده صرفا با خطر پذیرفته نشدن مواجه می شود. همه این افراد باید خوش بینی را به کار ببندند.

 

بدبینی

هنگامی که در بدبینی و اندوه به سر می بریم ،درواقع با نوع خفیفی از یک اختلال روانی عمده به نام اقسردگی روبه رو هستیم. تقریبا همه ما گرفتار افسردگی بوده ایم و می دانیم که این وضعیت چگونه زندگی روزمره مارا مختل می سازد.در برخی ها،افسردگی تجربه ای کمیاب به شمار می آید.این عده تنها زمانی دچارافسردگی می شوند که یکباره با چند شکست روبه رو شوند.اما اقسردگی برای بسیاری ار ما پدیده ای کاملا آشناست. همان حالت آزار دهنده ای که هرگاه متحمل شکست می شویم ،آن را در وجود خود میابیم.برای عده ای دیگر نیز افسردگی در حکم همدمی همیشگی است که شادی را دربهترین اوقات زندگی از آنها می گیرد و درشرایط غم و اندوه، سایه ای تیره و بی پایان بر زندگیشان می افکند.

نوعی از افسردگی وجود دارد که ما آن را افسردگی طبیعی می نامیم که همه ما ان را به خوبی می شناسیم. این نوع افسردگی از رنج و شکست ناشی می شود که بخش گریز ناپذیری از زندگی گونه انسان به عنوان موجودی آینده نگر است. وقتی شغل دلخواه خود را پیدا نمی کنیم، ارزش سهام ما سقوط می کند، از سوی افراد مورد علاقه خود طرد می شویم، همسرمان فوت می کند، سخنرانی های بدی اراِیه می دهیم یا پیر می شویم، آنچه پس از رویارویی با شکست هایمان برایمان رخ می دهد، قابل پیش بینی است.

به عبارتی احساس ناراحتی و درماندگی می کنیم، منفعل و خموده می شویم، آینده را جز در تیرگی و تاریکی مطلق نمی بینیم و یقین پیدا می کنیم که برای تصحیح آن هیچ کاری از ما ساخته نیست. کار خود را به خوبی انجام نمی دهیم و ممکن است مدام از حضور در محل کار خویش امتناع بورزیم. تمایلی به انجام فعالیتهایی که سابقا از آنها لذت می بردیم، نشان نمی دهیم، علاقه خود را به غذا و معاشرت از دست می دهیم و یا دچار بی خوابی می شویم. اما پس از مدتی به حالت عادی باز می گردیم. افسردگی طبیعی به قدری شایع است که آن را سرما خوردگی روانی می نامیم.

اساس اندیشه فرد افسرده، سبک تفسیر بدبینانه است. وقتی افسرده هستید خود را غمگین، مایوس و غرق نا امیدی می یابید و احساس ناراجتی می کنید، ممکن است زیاد و بی وقفه گریه کنید و زندگی تلخ می شود. فعالیتهایی که قبلا لذت بخش بودند، ابلهانه و مسخره به نظر می آیند. لطیفه ها نه تنها دیگر خنده دار نیستند، بلکه کاملا بی مزه و طغنه زننده به نظر می رسند.

تغییرات خلق و خو در انسان

معمولا خلق و خوی فرد افسرده ثابت نیست و در طول شبانه روز تغییر می کند.  همانگونه که انتظار می رود، بدترین حالت به هنگام بیدار شدن از خواب ظاهر می شود. در حالی که در تختخواب دراز کشیده اید، افکار مربوط به ناکامی های گذشته شما را از پای در می آورند. اگر در رختخواب بمانید، این خلق و خو مانند ملحفه ای چرک دورتادورتان می پیچد. برخاستن از رختخواب و شروع روزی دیگر، از این تنگ خلقی می کاهد و این وضعیت با گذشت زمان بهبود می یابد. اما در حوالی ساعت سه تا شش بعدازظهر رو به وخامت می گذارد. خلق افسرده فقط شامل غمگین بودن نیست، اغلب اضطراب و تحریک پذیری را نیز در بر دارد. اما در اقسردگی شدید بیمار کرخ وبهت زده می شود.

افراد افسرده به جز فعالیتهای کاملا روزمره نمی توانند دست به هیچ کاری بزنند. آنها به محض رویارویی با مشکلات ناامید می شوند و نمی توانند از بین چند گزینه یکی را انتخاب کنند. بسیاری از بیماران افسرده شدید در فکر خودکشی هستند یا اقدام به خود کشی می کنند. افسردگی روی اشتهای فرد و خواب فرد نیز تاثیر می گذارد.

خوش بینی

این در حالی است که افراد خوشبین عملکرد بهتری دارند و در کار موفق ترند. حتی زندگی سالمتر و طولانی تری دارند. البته خبر خوب اینست که می توان افسردگی را درمان و بدبینی را نه تنها در افراد افسرده، بلکه در افراد طبیعی نیز به خوش بینی تبدیل کرد. ما در بهره گیری از خوش بینی حق انتخاب داریم و می توانیم مهارتهای خوش بینی را بیاموزیم در صورت تمایل می توانید با کارشناسان و متخصصان ما تماس بگیرید .

09198174706

بدبینی ، ویکیپدیا فارسی

ما همه در طول زندگی، ترس و نگرانی را به عنوان دو هیجان طبیعی تجربه می کنیم. در این مقاله سعی می کنیم ترس ها، نگرانی ها و اضطراب ها در کودکان در سنین مختلف را نشان دهیم. کودکان کمتر از نوجوانان و بزرگسالان، اختلالات اضطرابی دارند ولی کودکانی که اختلالات اضطرابی دارند مشکلات متعدد داشته و غالبا پدر و مادری دارند که در آنها نشانه های روانپزشکی دیده می شود. معمولا با اختلالات اضطرابی، افسردگی هم رخ می دهد.

اضطراب

ترس و اضطراب

ترس و نگرانی و اضطراب در کودکان در سنین مختلف

به همین دلیل کودکان بیشتر در معرض خطر هستند. ترس و نگرانی، در بین کودکان و نوجوانان بسیار رایج هستند و آنها در مقاطع رشد خود معمولا 10 مورد یا بیشتر ترس و نگرانی را گزارش می دهند.

به طور کلی ترس ها را به پنج دسته تقسیم می کنند:

ترس از شکست و انتقاد، ترس از نا شناخته ها، ترس از مصدومیت های جزیی و حیوانات کوچک، ترس از مرگ و خطر، ترس های روانی/پزشکی و ترس های مربوط به استرس. در پایان سال اول زندگی، ترس از غریبه ها، اشیای عجیب و بلندی افزایش می یابد. افزایش این ترس ها نشانه رشد کودک از لحاظ به یاد آوردن و تشخیص دادن آشنا از نا آشناست.

در اولین سالهای مقطع پیش دبستانی، ترس ها ماهیت کاملا عینی و واضح دارند مثل ترس از حیوانات،تاریکی یا تنهایی را در بر می گیرند. در مقطع دبستان، ترسها تخیلی و انتظاری می شوند مثل ترس از موقعیت های اجتماعی، ترس از مصدومیت بدنی و ترس از بیماری و مدرسه. ترس های نوجوانان نشانه رشد فکری آنها هستند و ترس های این مقطع کلی تر می شود مثل نگرانی های اقتصادی و سیاسی. جالب اینجاست که ترس از مرگ و خطر مثلا ترس از گم شدن در محل های نا آشنا، دزدها، تصادف، آتش سوزی و زلزله از اوایل کودکی تا اواخر نوجوانی وجود دارد.

در جدول زیر ترس ها و نگرانی ها را در سنین مختلف نشان داده ایم:


سن                                                                  عامل ترس یا نگرانی


0 تا 6 ماهگی                                                   صدای بلند و عدم حمایت

6 تا 9 ماهگی                                                  غریبه ها و محرک های جدید (برای مثال، ماسک ها) و بلندی

1 سالگی                                                       صدا یا نورهای ناگهانی و جداشدن از مراقبان، غریبه ها و توالت

2 سالگی                                                       محرک های شنیداری مثل صدای قطار یا صدای رعدوبرق، موجودات خیالی، تاریکی و جدا شدن از مراقبان

3 سالگی                                                       محرک های دیداری برای مثال ماسک ها، حیوانات، تاریکی، تنهایی و جدا شدن از مراقبان

4سالگی                                                        محرک های شنیداری مقل روشن شدن موتور، آژیر یا سر و صدا،تاریکی، حیوانات، دزدها، موجودات خیالی، بیرون رفتن والدین از خانه در شب

5 سالگی                                                       محرک های ملموس مثل مصدومیت، افتادن و سگ، آدم های بد، جداشدن از مراقبان، موجودات خیالی، حیوانات و آسیب دبدن خود یا دیگران

6سالگی                                                        محرک های شنیداری برای مثال صدای آدم های عصبانی و صدای رعد و برق، موجودات خیالی، دزدها، تنها خوابیدن، صدمه دیدن خود یا دیگران،                                                                         بلایای طبیعی برای مثال آتش سوزی یا سیل، حیوانات، مردن خود یا دیگران، تنها ماندن

7 تا 8 سالگی                                                موجودات حیالی، صدمه دیدن خود یا دیگران، تماشاش صحنه های غیر منتظره در رسانه ها مثل تماشای بمباران یا بچه دزدی، شکسن خوردن و                                                                          انتقاد، اعمال پزشکی و دندانپزشکی، مردن خود یا دیگران، رویاها یا فیلم های ترسناک، حیوانات

9 تا 12 سالگی                                             شکست و انتقاد مثل ارزیابی شدن در مدرسه، طرد شدن، قلدری یا حرف های رکیک همسالان، بچه دزدی، مردن خود یا دیگران، صدمه دیدن خود یا                                                                     دیگران، بیماری، منزوی شدن،  تحقیر شدن، بلایای طبیعی یا انسانی مثلا نگرانی های سیاسی و اقتصادیف مرگ و خطر


در بحث ترس ها تفاوتهای جنسیتی هم دیده می شود. دخترها در تمام انواع ترس ها از پسرها  جلو تر هستند و شدت ترس دخترها از پسرها بیشتر است به خصووص ترس از موش، مار، حشرات چندش آور، تنهایی و خواب ها. البته با افزایش سن، شدت و فراوانی ترس ها کم می شود. ترس های کودکان 8 تا 10 ساله از ترسهای کودکان 11 تا 13 ساله یا نوجوانان 14 تا 16 ساله بیشتر است.

در صورتی که فرزندان شما ترسهای  نا معمول دارند روانشناسان و روانپزشکان کلینیک ما شما را یاری خواهند کرد.تلفن: 09198174706 و تلفن هوشمند9099072932

 

  • خواب چزء ضروری زندگی است. والدینی که نوزاد شیر خوار دارند بیش از هر کس، با مشکل قطع خواب آشنا هستند. بسیاری از آنها دوست دارند چیزهای در مورد بیدار شدن خردسالان پر انرژی و کابوس های کودکان بدانند. هر چه کودکان بزرگتر می شوند، تنوع رفتار آنان در خواب بیشتر می شود و نوع مشکلات خواب کودکان تفییر می کند. اگرچه مشکلات خواب در کودکان شایع است ولی این مشکلات خود به خود رفع نمی شوند. جدول زیر مدت خواب در مقاطع مختلف سنی را نشان می دهد.

  • سن                                                                     کل مدت خواب


    اوایل نوزادی                                                          16 ساعت

  • 3 تا 4 ماهگی                                                        14تا 16 ساعت
  • 6 تا 8 ماهگی                                                        12تا 16ساعت
  • 12 ماهگی                                                            14 ساعت
  • 24 ماهگی                                                            13تا14 ساعت

  • اختلالات خواب

  • معمولا فهمیدن جزییات اختلال خواب کودکان دشوار است. برای مثال کنار هم خوابیدن(والدین و کودک در یک تختخواب) مشکل محسوب می شود، البته اهمیت مشکل به جمعیت هم بستگی دارد. کودکان آفریقایی تبار معمولا کنار پدر و مادر خود می خوابند و این رفتار در میان آنها مشکل محسوب نمی شود. ولی در خانواده های اروپایی، این عمل با مشکلات خواب رابطه دارد. در ژاپن اکثر بچه ها تا 3 سالگی در کنار پدر و مادر خود می خوابند و مشکل خواب چندانی هم ندارند که این موضوع به تفاوتهای فرهنگی بر می گردد.
  • اختلالات خواب در بین کودکان خیلی شایع هستند که شامل:
  • برنامه خواب-بیداری
  • کلنجار رفتن با خواب، بیدار شدن در خواب و صبح زود بیدار شدن
  • خواب آلودگی شدید
  • حمله خواب
  • وقفه تنفسی در خواب
  • کابوس ها
  • وحشتزدگی در خواب
  • حرف زدن در خواب
  • خوابگردی
  • تکان دادن بدن و سر کوبیدن
  • دندان قروچه در خواب

خواب آلودگی

اگر کودکی 2 ساعت بیش از مدت زمانی که برای رده سنی او مناسب است بخوابد، یا بعد از مقطع پیش دبستانی در طول روز چرت بزند، احتمالا مشکل خواب آلودگی دارد. علایم رفتاری خواب آلودگی عبارتند از: توجه کم، فراموشکاری، بهانه گیری و تنبلی.

حمله خواب

در حمله خواب، شخص به جای یک وعده خواب شبانه، در طول 24 ساعت، هر لحظه ممکن است به خواب رود. افراد مبتلا به این اختلال معمولا در طول شب بارها بیدار می شوند و در طول روز به شکل غیر قابل مهاری برای مدت کوتاهی به خواب می روند. برخی نشانه های  حمله خواب عبارتند از کاتاپلکسی( از دست رفتن تنود عضلانی بدون از دست رفتن هشیاری)، توهمات پیش از خواب یا هپناگوژیک ( یعنی دیدن تصاویر رویا مانند قبل از به خواب رفتن) و فلج خواب ( یعنی حرکت نکردن بعد از بیدار شدن). حمله خواب ظاهرا اختلالی عصب شناختی است که مولفه ژنتیکی دارد.

وقفه تنفسی انسدادی در خواب

وقفه تنفسی انسدادی در خواب یا فطع تنفس هنگام خواب، اختلال خوابی است که موجب خواب آلودگی شخص در طول روز می شود. در این اختلال هنگام خواب، مجرای تنفسی فوقانی، باریک یا بسته می شود طوری که شخص نمی تواند نفس بکشد. این وقفه تنفسی می تواند 30  تا 40 ثانیه طول بکشد. این قضیه باعث می شود شخص دایما بیدار شده و این خود باعث خواب آلودگی در روز بعد می شود.

کابوس ها

کابوس ها رویاهای ترسناکی هستند که شخص را بیدار کرده و ترس و اضطراب عمیقی را در او ایجاد می کند. کابوس ها ظاهرا استرس طول روز را منعکس می کنند. تقریبا هر بچه ای در زندگی خود کابوس می بیند. تکرار کابوس ها نشانگر استرس نا معمول در طول روز است.

دندان قروچه در خواب

ساییدن مکرر دندانها در خواب روی یکدیگر یا ساییدن فک ها روی هم در خواب، در هر سنی رخ می دهد ولی در کودکان، خیلی شایع است.استرس عامل دندان قروچه است.

در صورتی که کودکان شما از مشکلات خواب رنج می برند می توانید با متخصصان و کارشناسان ما تماس بگیرید.09198174706

  •                                  

چگونه از ذهن و بدن فرزندان خود در برابر ویروس کرونا مراقبت کنیم؟

در این نوشتار سعی شده تا تکنیک های کاربردی نحوه برخورد با کورکان و نوجوانان و کاهش اضطراب در آنها در زمان شیوع ویروس کرونا بیان شود. حتی اگر به نظر می رسد که کودکان ونوجوانان، اخبار ویروس کرونا را به دقت بررسی نمی کنند ولی آنها می توانند تحت تاثیر اطلاعات و استرس بزرگسالان قرار گیرند. از اینرو والدین نقش مهمی در مدیریت این اطلاعات و نگرانی های ناشی از آن دارند.

اوایل کودکی(زیر 5 سال)

حتی اگر کودکان نمی دانند چه اتفاقی افتاده، ولی ممکن است از واکنش والدین به خصوص رفتار و ظاهر آنها، نگرانی و اضطراب آنها را متوجه شوند سعی کنید:

  1. در کنار کودکان بخصوص زمانی که آنها را در آغوش گرفتید، آرام یاشید.
  2. روال معمول زندگیتان را حفظ نمایید. این کار برای فرزندانتان اطمینان بخش است.
  3. تا حد امکان از فرزندانتان در برابر اخبار و اطلاعات رسانه ها محافظت کنید و آنها را در معرض اخبار قرار ندهید.
  4. به رفتارهای غیر کلامی خود توجه و مدیریت کنید. مانند ترس ناشی از بیرون رفتن خانه، گریه های بیش از حد، چسبندکی بیش از خد به فرزندان، تحریک پذیری و … به اندازه کافی برای آنها وقت بگذارید.
  5. در مورد ویروس کرونا با آنها صحبت نکنید مگر پرسشی بپرسند.
  • پیش دبستانی

  • اگر فرزند شما دوره پیش دبستانی را می گذراند، کمی آگاه تر است. آنها ممکن است از میکروب و ویروس، فعالیتهای پزشکی، و حتی مرگ بپرسند. به نکات زیر توجه کنید:
  1. نگرانی اصلی کودکان در این سنین ایمن بودن است. به آنها اطمینان دهید که والدین و سایر بزرگسالان برای تامین امنیت و سلامت او و دیگران تمام تلاش خود را می کنند.
  2. این کودکان هم چنین نگران والدین، بستگان و دوستان خود هستند. به آنها اطمینان دهید که همه برای سالم ماندن و مراقبت از دیگران هر کاری که می توانند انجام می دهند.
  3. کودکان در این سنین مرز بین واقعیت و خیال پردازی را نمی دانند، پس تا حد امکان آنها را در معرض اخبار رسانه ها قرار ندهید.
  4. به علائم غیر کلامی فرزند خود چون گریه بیش از حد، ترس از بیرون رفتن، تحریک پذیری و چسبندگی و وابستگی زیاد آنها توجه کنید و درک شان نمایید.
  5. به خواب آنها توجه کنید، و در کنار آنها هنگام خواب کتاب بخوانید و داستانهای جالب بگویید تا آرام بخوابند.
  6. تلاش کنید روال معمول زندگی تان را به نمایش بگذارید و به برنامه های آموزشی داخل خانه بپردازید.
  7. آن ها را در آغوش بگیرید.

    ابتدایی

    کودکان در سنین مدرسه از آنچه اتفاق افتاده آگاهند. احتمالا آن ها با دوستان خود تلفنی در ارتباط هستند و خبرها را می شنوند. در این دوره به این نکات توجه کنید:

    با کودکان ابتدایی در حد لازم با مشکل به وجود آمده صحبت کنید. به آن ها اطمینان دهید که شما برای حفظ سلامت و امنیت آنها همه گونه تلاشی می کنید و آن ها بایستی همکاری کنند و هر گونه پرسشی دارند از شما بپرسند. آنها حتما شنیده اند که این ویروس بسیار کمتر به بچه ها آسیب می زند ولی افراد مسن تر بیشتر آلوده می شوند، از اینرو ممکن است نگران مادر بزرگ . پدر بزرگ های خود شوند. حتی ممکن است نکران بیکاری والدین یا کاهش درآمد خانواده شوند. در چنین شرایطی بیشتر در کنارشان باشید  و اطمینان های لازم را به آن ها بدهید.

    اگر کودکان در این سن حساس تر،تحریک پذیر و بهانه گیر شده اند واکنش شان طبیعی است،نگران نباشید و صبور باشید. از پرداختن بیش از حد به اخبار رسانه ها خودداری نمایید و برای آن ها از برنامه های طنز و شاد استفاده کنید. اگر کودکان پرسشهایی دارند، آنچه واقعیت است را بیان کنید. از منابع صحیح اطلاعات تان را تامین کنید و بدون اغراق (کم یا زیاد) بیان نمایید. در صورت هر گونه مشکلی ذر ارتباط با فرزندتان میتوانید با کارشناسان و متخصصان مرکز ما تماس بگیرید09198174706