بیشتر افراد در زندگی خود خواهان آرامش هستند، اما به نطر می رسد وقایع زندگی و شنیدن اخبار بد، این آرامش را مختل می کند. رهایی از زندان ذهن و افکار منفی و ارایه راهکارهای درمانی موضوع این مقاله است.

به منظور دگرگون ساختن زندگی خود، فقط لازم است ذهن خویش را تغییر دهیم. به جای نگهداشتن اندوه، غم، شکایت از دیگران و یا سرزنش آنان، می توانیم رها کردن افکار منفی را انتخاب کنیم.

رهایی از زندان ذهن و افکار منفی

رهایی از زندان ذهن

افکارمان چه دنیایی برای شما می سازند

دنیایی را که در آن زندگی می کنیم به کمک افکارمان می سازیم، به این ترتیب

  • به هر آن چه فکر می کنیم، باور داریم
  • هر آن چه را که باور داریم، تبدیل به واقعیت می شود.
  • هر آن چه را که واقعیت است،اساس ترس ها، آرزوها و انتخاب هایمان می شود.
  • هر آنچه را انتخاب می کنیم، زندگی مان را می سازد.

اگر چه افکارمان چیزی بیش از شلیک موقت نورون ها در مغز نیستند، ولی ما آن ها را به قدری جدی می گیریم که می توانند زندگی ما را مختل سازند و ما را بترسانند. ما را از خودمان متنفر سازند یا ما را از دیگران نا امید کنند. افکارمان قدرت آن را دارند که ما را زمین گیر کنند یا جنگ به راه بیندازند.

اگر افکارتان، دنیای شما را می سازند، پس بهتر است به دقت بررسی کنید که چه دنیایی برای خودتان می سازید.

شما فقط افکارتان نیستید

یک فکر صرفا کلماتی بیش نیست. ذهن ما تمایل دارد که کلمات را جدی بگیرد قبل از این که آن فکر را بشناسیم، کلمات به واقعیت ذهن مان تبدیل می شوند. اگر بتوانیم پی ببریم که یک فکر، فقط یکسری کلمه است، موفق خواهیم شد که افکارمان را کمتر جدی بگیریم.

نان بیات

گاهی اوقات ما دو دستی به افکاری می چسبیم که بوی کهنگی می دهند و خشک هستند، درست مثل نانی که از هفته پیش مانده است. به عنوان مثال، ممکن است شما آن فکر را از سالها پیش داشته اید ( من نمی توانم دست به کارهای جدید بزنم یا چرا هیچ کس در مهمانی از من خوشش نمی آید؟ ). شما در قفسه های ذهن تان، فهرست بلند بالایی از افکار کهنه دارید(مثل نان بیات) که باید آن ها را دور بریزید.

در دفتر یادداشت خود حداقل پنج فکری را بنویسید که سالهاست در ذهن نگه داشته اید. اگر یکی از آن ها، در حال حاضر بیشتر به ذهن تان خطور می کند و دست از سرتان بر نمی دارد، کار را با همان فکر شروع کنید. این فکر، فکری است که در گذشته و در آن موقعیت برایتان مفهوم پیدا کرده است. اما این فکر نمی تواند شما را از درد و رنج برهاند. سعی کنید که از این به بعد هر گاه این فکر به ذهن تان خطور کرد، آن را غافلگیر کنید و به خودتان خاطر نشان سازید که این فکر، فکری کهنه و به درد نخور است. این فکر باعث می شود که همچنان در بند زندان گذشته ام باشم.

ذهن تک بعدی

احتمالا برایتان پیش آمده که هر قدر سخت تلاش می کنید تا فکر خاصی را از ذهن تان بیرون کنید، موفق نمی شوید. این فکر، ممکن است یک فکر نگران کننده باشد که بارها وبارها به ذهن خطور می کند و باعث می شود که نیمه های شب از خواب بیدار شوید یا حواستان را پرت می کند. وقتی ذهن تک بعدی دارید، برایتان سخت است که به سایر تجارب توجه کنید و این ذهن تک بعدی کار ساز نیست.

شما می توانید یاد بگیرید که هر گاه ذهن تان به موضوع مزاحمی گیر می دهد، به سایر حواس بدنی، احساسات و حتی افکارتان توجه کنید. و همچنین می توانید مهارتهای توجه آگاهی را یاد بگیرید.

http://زندان ذهن

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *